کلمات قصار مرحوم حاج شیخ محمدعلی واعظ خراسانی- بخش ۲
خطاب به فرزندش وقتی که او را در آخر شب در حال خواب می دید: مثل مرده خوابیده!
کار برای خدا بکن! درس برای خدا بخوان!
منبر می روی برای خدا، مبادا دروغ بگویی برای این که مردم گریه کنند!← ادامه
خطاب به فرزندش وقتی که او را در آخر شب در حال خواب می دید: مثل مرده خوابیده!
کار برای خدا بکن! درس برای خدا بخوان!
منبر می روی برای خدا، مبادا دروغ بگویی برای این که مردم گریه کنند!← ادامه
هنوز نور علم داخل دلها نشده است.
هنوز ایمان داخل قلب نشده است و سر زبان است.
ما هنوز جاهلیم.
آنچه خواندیم عمل نکردیم.
درس برای خدا بخوان!
کار برای خدا نکردیم، همه اش دنیا.
این دنیا چیست که به ← ادامه
مرحو م حاج شیخ عبد الحسین واعظ زاده خراسانی می فرمود:
مرحوم حاج شیخ على زاهد قمى (ساکن نجف اشرف) می فرمود:
من فقط پای منبر حاج شیخ محمدعلی واعظ (معروف به واعظ المراجع، پدر بزرگوار حاج شیخ عبد الحسین ← ادامه
قاچاقی به عراق رفتیم و به نجف اشرف مشرف شده و برای ادامه تحصیل در آنجا رحل اقامت افکندیم.
چند وقتی از رفتن ما به نجف گذشت، تا این که برای اقامت قانونی در عراق به اداره اقامت مراجعه کردیم. ← ادامه
مرحوم علامه شیخ محمد باقر بیرجندی نقل می کند:
من در عالم خواب گوینده ای را دیدم میگفت: هر کس با این عبارت متوسل به حضرت عباس علیه السلام شود، حاجتش برآورده میگردد:
عبدالله اباالفضل دخیلک
(ای عبد خدا اباالفضل، ← ادامه
وقتی به مشهد آمدم حجرهای را در مدرسه دو درب انتخاب کردم که معروف بود شیخ بهایی در آنجا درس میخوانده است.
و به همین جهت من آن حجره را انتخاب کردم.
این حجره در طبقه پایین مدرسه قرار داشت، ← ادامه
میفرمود یکی از رازهای موفقیتم، فقر و تنگدستی و به تعبیر خودشان آستین کهنگی بود:
آستین کهنهگی من، نعمتی بود که کسی برای آجیل دور و بر من نیاید.
معلوم است که اگر یک روز رفتی اتاق کسی آبگوشت خوردی، ← ادامه
یادم نمی آید که مرحوم والد (حاج شیخ ذبیح الله قوچانی) در دوران طلبگی این جانب –چه قبل از ازدواج و چه بعد ازآن – کمک مالی به بنده کرده باشند.
تنها موردی که خاطرم هست از این قرار است:← ادامه
علم بر دو قسم است: علم زبانى، كه در لسان روایات تعبیر مىشود از آن به علیم اللسان، به فارسى علم زبانى، این پستترین درجهى علم است.
أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِي الْجَوَارِحِ وَ ← ادامه
مرة بن قیس که مردی کافر و دارای اموال و خدمتکارهای متعدد و تمکن فراوان بود، روزی از اجداد و بزرگان خود سخن گفت،
در آن جمع شخصی به او گفت: علی بن ابی طالب از اجداد تو هزاران نفر ← ادامه
عالم ربانی ملا محسن فیض کاشانی رحمه الله دربارة یک مسألة علمی، با عالم بزرگوار مرحوم ملاّ خلیل قزوینی مناظره و مباحثه می کردند و هر یک سعی داشتند رأی خود را اثبات نمایند؛ ولی بالاخره قزوینی، فیض را تخطئه ← ادامه