همه یادداشت‌ها

مناجات نیمه شب!

بدن، مرکب ماست. ما سوار بر این مرکب هستیم. به این مرکب هم باید یك كمی  خوراكی داد تا سر حال بیاید و ما را بِكِشد و بِبَرَد. لذا ثلث آخر شب، بلند شوید و دست و صورت را بشویید. ← ادامه

غفلت از امام زمان علیه السلام!!

با این ‌که ما به وجود مسعود امام زمان ارواحنافداه عقیده داریم، با این‌که او را امام حیّ غائب می ‌دانیم، ولی از ولیّ وقتمان امام زمان ارواحنافداه غافلیم و خیلی هم دوریم؛ و این غفلت، از لمّه‌ های شیطانی ← ادامه

من راه تو را بسته تو راه مرا بسته!

از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم

آوار پریشانیست رو سوی چه بگریزیم
هنگامه ی حیرانیست خود را به که بسپاریم

من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی ← ادامه

ادعای امامت!

امام رضا صلوات‌الله‌ علیه:
…مَنِ اِدَّعَى لِلْأَنْبِيَاءِ رُبُوبِيَّةً وَ اِدَّعَى لِلْأَئِمَّةِ رُبُوبِيَّةً أَوْ نُبُوَّةً أَوْ لِغَيْرِ اَلْأَئِمَّةِ إِمَامَةً فَنَحْنُ مِنْهُ بُرَءَاءُ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ….

《هر کس برای انبیاء ربوبیت و برای ائمه، ربوبیت یا نبوت، و برای غیر ائمه، ← ادامه

شيخ بهائى و لقمه حرام!

لقمه ی نانی که باشد شبهه ناک

در حریم کعبه، ابراهیم پاک –

گر، به دست خود فشاندی تخم آن

ور به گاو چرخ کردی شخم آن

ور، مه نو در حصادش داس کرد

ور به سنگ کعبه‌اش، دستاس کرد

ادامه

وحشت تنهایی از همصحبت بد خوشترست!

عشق راهی نیست کان را منزلی پیدا شود

این نه دریایی است کاو را ساحلی پیدا شود

سالها باید چو مجنون پای در دامن کشید

تا زدامان بیابان محملی پیدا شود

وحشت تنهایی از همصحبت بد خوشترست

سر به صحرا ← ادامه

تو به نام دینداری ، مردمان بیازاری!

کبر و سرکشی تا چند ای سلالهٔ انسان

حال آخرین بنگر، ذکر اولین برخوان

ای هیون آتش دم‌، ای عقاب باد افسای

ای نهنگ آب اوبار، ای پلنگ خاک‌افشان

خاک از تو در لرزه‌، آب از تو در ناله

باد

ادامه

چرا عقل را عقل می نامند؟!

نَّما سُمِّیَ العَقلُ عَقلاً لأنّهُ مأخوذٌ مِنَ العِقال¹ و هو حَبلٌ یُشَدُّ بهِ رُکبَةُ البعیرِ ،کما أنَّ العِقالَ یمنعُ الإبلَ عنِ السّیر کذالک العقلُ یَمنعُ الرّجلَ عن المنهیّاتِ علیٰ ماتَقتَضیهِ العقلُ الکاملُ مِن أنْ یَمنعَ نفسَه عن الشّرِّ والقَبایحِ .{من ← ادامه

دو راه برای دوری از گناهان!

  • داشتن قلبی پر از محبت خدا

الهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَانْتَقِلُ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلّا فِي وَقْتٍ ايْقَظْتَنِي‏ لِمَحَبَّتِكَ وَ كَما ارَدْتَ انْ أَكُونَ كُنْت‏

خدایا راهی برای من جهت روی گرداندن از معصیت تو نیست مگر آن گاه ← ادامه

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا