کیست حیدر آن که حق پیوسته گردد گرد او!
هرکه را در دل بود بغض غلامان علی
گر برادر با شدم گویم خطا از مادر است
کیست حیدر آن که حق پیوسته گردد گرد او
کیست حیدر آن که حق را تا قیامت محور است
کیست حیدر آن که ← ادامه
هرکه را در دل بود بغض غلامان علی
گر برادر با شدم گویم خطا از مادر است
کیست حیدر آن که حق پیوسته گردد گرد او
کیست حیدر آن که حق را تا قیامت محور است
کیست حیدر آن که ← ادامه
تشنه را در طلب آب گوارا تا کی
این همه فاصله با حضرت دریا تا کی؟
سالها میشود از حال شما بیخبریم
این همه در به دری در دل صحرا تا کی؟
جمعه ها میرسد و میرود اما بیتو
انتظار ← ادامه
َلا نهاده به راهت زمانه چشم امید
اَلا گرفته به سویت وجود، دست دعا
اَلا به باغ خزان زمین نسیم بهار
اَلا به شام سیاه زمان طلوع صبا
اَلا به یاد تو زهرا به ذکر یا ولدی
اَلا زهجر تو ← ادامه
«چون آب نجف کم بود و سقّاها از کوفه، آب شیرین به نجف میآوردند، در سال ۱۳۴۹ ق شخصی به نام حاج احمد معین بوشهری اقدام به لولهکشیِ آب در محلّهٔ جديدهٔ نجف اشرف نمود، تا سقّاها و آبکشها مجبور ← ادامه
راجع به مطلب آن شب بعضى از آقایان از رفقا فرمودند كه یك قدرى مشكل بود و دلم مىخواهد كه او تكرار بشود، فرمودند این یك قدرى مشكل است وشاید از افق استعدادها خارج باشد و شاید هم صحیح است، ← ادامه
«مرحوم آیةاللهالعظمی سیّد محمود شاهرودی، دارای قلبی رئوف و مهربان بود و رقّت قلب ایشان زبانزد خاص و عام بود. اگر برای کسی گرفتاری پیش میآمد، خیلی ناراحت میشد؛ و اگر خودشان قدرت داشتند، در رفع مشکل کوشش و همّت ← ادامه
«آيةاللهالعظمی حاج سيّد محمود حسينی شاهرودی – رحمه الله – میفرمود:
من در سختیها، صد مرتبه صلوات برای مادر حضرت عبّاس – عليه السّلام -، جناب امّ البنين (عليها السّلام) میفرستم و حاجت میگيرم».
📚 (ستارهٔ درخشان مدينه حضرت امّ ← ادامه
🔹 مرحوم حاج سیّد حسن مجتهد نبوی که ساکن ترشیز (کاشمر) و از دوستان مرحوم آقا نجفی قوچانی بوده، در نامهای به آقا نجفی، از مردم قوچان انتقاد و تنقیصی به عمل آورده است.
🔸 مرحوم آقا نجفی در جواب ← ادامه
بیشتر مردم این چنین میباشند که هر اندازه بتوانند کاری را کم خرجتر و کم زحمتتر تمام کنند، به نفع خود میدانند.
و هرگاه آدمی را ببینند که زحمتکش است تا بتوانند بار بر دوشش مینهند و ملاحظه حال او
آیا میدانید که امام [شیخ محمدجواد] بلاغی به بغداد رفت و منزلی را در محله یهودیان کرایه کرد و درباره زبانشان [یعنی زبان عبری] از فرزندان آنان میپرسید.
تا آنجا که آن را به خوبی فرا گرفت
و پس از
شخص عاقل وقتش را ضایع نمىكند به مطالب بى فایده، براى همه شاید این اتفاق بیفتد كه یك كسى صحبت مىكند مىفهمیم این صحبتش فایده ندارد، لذا بعد از آنى كه او صحبت مىكند مىبینى اصلا نفهمیدى كه او چه ← ادامه