چند نکته کوتاه
كسى كه متدين است رودرواسى با مردم ندارد.
كلمه حكمت را بايد به اهلش بگويى اگر نگويى ظلم كردهاى.
انسان بايد در فكر مآل باشد، نه فكر مال.
عاقل آخِر بين است، جاهل آخُر بين.
سؤال كردن از مردم ذلت ← ادامه
كسى كه متدين است رودرواسى با مردم ندارد.
كلمه حكمت را بايد به اهلش بگويى اگر نگويى ظلم كردهاى.
انسان بايد در فكر مآل باشد، نه فكر مال.
عاقل آخِر بين است، جاهل آخُر بين.
سؤال كردن از مردم ذلت ← ادامه
ُیؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً (۲۶۹/ بقره)
في معنى الحكمة{وجوه}. و قيل و هي القرآن و الفقه و هو المروي عن أبي عبد اللّه (ع) انتهى
و الذي وجدته عن تفسير العياشي عن ← ادامه
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيرا وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيرا(الأحزاب ۴۵-۴۶)
داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ ، پیغمبر اكرم را خدا فرستاده كه مردم را دعوت الى الله كند،
مردم! قُولُوا لَا ← ادامه
گاهی در نجف اشرف وقتی لباس زیر ایشان کثیف میشد، لباس دیگری نداشت که بپوشد.
لذا مجبور میشد در آن هوای گرم لباسهای زمستانی بپوشد.
اما طوری راه میرفت که کسی به این امر پی نبرد.
ناقل: مرحوم آسید ابراهیم ← ادامه
در عمرم هیچگاه دچار وسواس نشدم، مگر یک مورد
و آن هم زمانی بود که کسی به من امانتی سپرده بود و من آن را در حجره گذاشته بودم.
وقتی از حجره خارج میشدم و درب آن را قفل میکردم ← ادامه
در زمان اقامت در نجف یکی از منبریهای مشهد هر ساله به نجف میآمده و بر یکی از طلاب مدرسه وارد میشده است و آن طلبه از او پذیرایی میکرده و کارهای او را انجام میداده است.
در یکی از ← ادامه
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها(نور ۳۵)
یعنى چه؟ مثل نور خدا، -آن نورى كه مرحمت كرده به خاتم انبیاء صلّى الله علیه و آله و سلّم-
نور را تشبیه مىكند به مشكاة، قلب پیغمبر اكرم ← ادامه
روزی در نجف اشرف در ایوان حجرهام در مدرسه قوام مشغول مطالعه بودم.
شخص غریبهای وارد مدرسه شد. مقداری در مدرسه قدم زد و اوضاع طلبهها در مدرسه را مطالعه کرد.
طلبههای مدرسه به ایشان احترام میکردند.
اما هنگامی که ← ادامه