همنشینی با غیر هم سنخ!
از فرمایشات حضرت امیر سلام الله علیه است :الشَّدُّ بِالْقِدِّ وَ لَا مُقَارَنَةُ الضِّد
یعنی: بستن به چرم، نه همراه بودن با ضد و ناموافق.
(مانند العار و لا النار معنا میشود)
یعنی بستن به شلاق چرمی، آسانتر و گواراتر ← ادامه
از فرمایشات حضرت امیر سلام الله علیه است :الشَّدُّ بِالْقِدِّ وَ لَا مُقَارَنَةُ الضِّد
یعنی: بستن به چرم، نه همراه بودن با ضد و ناموافق.
(مانند العار و لا النار معنا میشود)
یعنی بستن به شلاق چرمی، آسانتر و گواراتر ← ادامه
يكى از اختصاصات منحصر به فرد مكتب ما، حضرات ائمه اطهار و چهارده معصوم علیهم السلام هستند.
بزرگان اهل سنّت هم به اين جهت اعتراف دارند كه چنين شخصيت هايى بى نظير هستند، مثلًا جاحظ [از علما و مؤلفین بزرگ ← ادامه
در محبوب القلوب اشكورى نقل شده است:
به شاه عباس گزارش مى دهند كه شيخ بهايى، شيخ الاسلام عصر، در معركه معركه گيرها شركت مىكند. اين خيلى سنگين بود كه شيخ الاسلام عصر چنين كارى انجام كند.
روزى در جلسه ← ادامه
حاج شیخ نقل فرمود:
یکی از علماء بزرگ قوچان نامهای برای ایشان فرستاده بود در این اشعار عربی نصیحتی زیاد نوشته بودند، از جمله
راجع به بی اعتبار دنیا!
یا خاطب الدنیا الدنیة انها شرک الردی و قرارة الاکدار
ای ← ادامه
طبق روایات زیادی اصول دین دو تاست، توحید و نبوت.
لکن به شرط این که شخصی منکر ضروریات دیگر دین نباشد که در روایات دارد: وَ بِهِ حُقِنَتِ الدِّمَاءُ وَ عَلَیهِ جَرَتِ الْمَوَارِیثُ. و به سبب همین مقدار عقیده، یعنی ← ادامه
ای منجی دلهای خزان دیده کجایی
کی میرسد آن جمعه موعود بیایی
ای نبض زمان ذکر دعای فرج تو
مافوق مکان در نظر اهل ولایی
کنزُ الفقرایی و همانند نداری
تو رحمت موصوله احسان خدایی
عیب از دل ما ← ادامه
یکی از نواده های ایشان:
یک روز به آقاجان گفتم:
برای من دعا کنید! دنیا را یک کارش می کنیم، برای آخرتمان دعا کنید!
گفتند(قریب به این مضمون): دنیات هم لازم هست.
چون مشکلات دنیا ممکن است آخرتت را از ← ادامه
چرا عدل را از بین صفات خدا به عنوان اصول مذهب انتخاب کردهاند؟
جواب: چون این صفت در مقابل قول اشاعره میباشد که به خدا نسبت ظلم میدهند.
و این طایفه، عدهای از سنیها را تشکیل میدهند که قائل به ← ادامه
از ایشان سؤال شد که در باره مسئله اعلمیت چه کنیم؟ فرمودند من به الکفایة موجود است.
و از طرفی واجب نیست که من جواب دهم.
شما از اشخاص از من نپرسید، چون از انسان گاهی درباره اشخاص سؤال میشود، ← ادامه
خیلی از میولات جوانی در پیری نیست، واقعا در جوانی خیلی میل داشتیم دور هم جمع بشویم و بگوییم و بخندیم.
البته بعد از مدتی حالتم عوض شده بود، جوری که بدم میآمد معاشرت داشته باشم، دلم میخواست همهاش تنها ← ادامه
خیلی از چیزها را باید انسان از طلبگی تمرین کند و در بعضی جاها توریه نماید
مثلا در نجف طلبهها برای گرفتن اقامه به اداره مربوطه به اقامه اشخاص غیر عراقی میرفتند و آنها هم بعد از سؤالاتی طلبهها را ← ادامه