به قهقرا برگشت!
میفرمود:
در قوچان جوانی به هنگام تشكر از من كلمه “مرسی “را به كار برد.
من برگشتم و به او گفتم تو یك چیزی یاد گرفتی اما نمیدانی آن را در كجا به كار ببری!
او از شنیدن این كلام ← ادامه
میفرمود:
در قوچان جوانی به هنگام تشكر از من كلمه “مرسی “را به كار برد.
من برگشتم و به او گفتم تو یك چیزی یاد گرفتی اما نمیدانی آن را در كجا به كار ببری!
او از شنیدن این كلام ← ادامه
آشیخ مهدی ابراهیمینژاد:
با آن كه حاج آقا از شهرت فرار میكرد و حتی به بعضی میفرمود:
من راضی نیستم شما از من تعریف كنید، با این همه به بعضی توصیه میكرد كه مرا پیش فلان آقا معرفی كنید!
هدفش ← ادامه
آقاجان گاهی با ذكر لاحول و لا قوة الا بالله و یا كلمه شریفه لا اله الا الله _ آن هم با لحنی خاص ناراحتی و اعتراض خود را بالنسبه به بعضی از خلافهای اجتماعی یا فردی ابراز میكرد!
“← ادامه
آقاجان اهل تكلف وتحمیل نبود هر جا میهمان میشد برای صاحب خانه ایجاد زحمت نمیكرد و در موارد مناسب به نحوی جبران زحمت می کرد. مخصوصا در تابستانها که به بعضی از روستاها سفر می کرد.
اگر كسی به او ← ادامه
سید محسن موسوی!
حاج شیخ می فرمود:
اگرانسان چند آیه از قرآن رابا تدبر قرائت كند بهتر از آن است كه بدون تدبر آیات زیادی را بخواند!
← ادامه“روزنهای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ
مرحوم حاج شیخ در بعضی از امور كه از نظر بعضی از مردم جزیی وكم اهمیت میباشد حساسیت خاصی نشان میداد.
مثلا میفرمود: هر كس كه به من سلام میرساند شما سلام او را به من برسانید ( با توجه ← ادامه
از چیزهایی كه ایشان خیلی مقید بود این بود كه:
گوشتی كه برای غذا تهیه میشد بعد از تكه تكه کردن و شستن آن در ابتدای پخت آن كفهای روی آن حتما گرفته شود.
میفرمود: این كفها برای قلب و ← ادامه
چنانچه مرحوم حاج شیخ با کسی قراری داشت بسیار به آن اهمیت می داد که مبادا خلف وعد بشود و یا قدری از زمان قرار بگذرد.
بارها شاهد بودیم كه اگر کسی قرار بود به دنبال ایشان بیاید برای رفتن ← ادامه
می فرمود:
در مدرسه دو درب آقایی بود از همشهریهای ما که اختلال حواس پیدا کرده بود.
دلم برایش میسوخت و گاهی برایش غذا درست میکردم.
برای همین علاقه خاصی به من پیدا کرده بود.
روزی که قدری شلوغ کرده ← ادامه
می فرمود:
در نجف اشرف هفتهای یکی دو شب درس تفسیرخصوصی داشتم.
در یکی از شبها قدری حماسی صحبت کردم.
آشیخ عبدالله ریزگی هم در درس شرکت داشت.
صبح روز بعد از آن که به مدرسه رفتم شیخ عبدالله را ← ادامه
آقاجان مکرر نقل فرمود:
یکی از اهل علم (ظاهرا آقای حقی -تردید از بنده-) در نجف شنیده بود که کسانی که به درس تفسیر ما میآیند تحت تاثیر قرار میگیرند و برای بعضی از آنان حالات روحی خاصی پیدا میشود.← ادامه
مرحوم حاج شیخ نسبت به كودكان دلسوزی و محبت خاص داشت.
اگر کسی به دیدن حاج شیخ می آمد و یا ایشان به جایی می رفت که کودک یا کودکانی در آن مجلس بودند با عنایت خاصی به آنها ملاطفت ← ادامه