همه دلها شیفته امام حسین!
چرا همه دلها شیفته امام حسین علیه السلام هستند؟!
سید الشهدا زرنگ بود یک دل داشت همان را به خدایش داد.
خدا هم همه دلها را به او داد!
از سخنرانیهای مرحوم حاج شیخ احمد کافی (با مختصر تفاوت در ← ادامه
چرا همه دلها شیفته امام حسین علیه السلام هستند؟!
سید الشهدا زرنگ بود یک دل داشت همان را به خدایش داد.
خدا هم همه دلها را به او داد!
از سخنرانیهای مرحوم حاج شیخ احمد کافی (با مختصر تفاوت در ← ادامه
حجت الاسلام حاج محمدرضا خاخام بزرگ یهود صاحب کتاب پر ارزش رد الیهود، تولدش مقارن سلطنت کریمخان زند(سال ١١٨۵قمری) که در سال١٢٣٧قمری با پیروان و متعلقین خود به اسلام مشرف شد (در زمان فتحعلیشاه قاجار) و درسال ١٢۶۶قمری از دنیا ← ادامه
«کرامات صوفیه گاهی از ارتداد و استخفاف (خوارشمردن) بهدین و قرآن و مقدمات دینی حاصل میشود. چنانکه مکرر شنیدهام بعضی از صوفیه با سوزاندن قرآن یا در نجاست انداختن و امثال آن مراتبی کسب میکنند»(۱).
«از مرد ثقه معتمدی شنیدم ← ادامه
عریضه محدث قمی به امام صادق علیه السلام!
اين فقير «عبّاس قمى» خدمت آن حضرت (امام صادق علیهالسلام) عرض مىكنم كه:
اى آقاى من! من تا خود را شناختهام خود را بر در خانه شما ديدهام و گوشت و ← ادامه
در حرم سلطان رؤوف!
رسیدم تا حرم گویی کسی میگفت در گوشم
بیا ای خسته از دنیا که من باز است آغوشم
سلیمانا بیا بردار بار از شانهی موری
مرا باریست از غمها که سنگین است بر دوشم
کجا ← ادامه
بوی بهشت میوزد از کربلای تو
ای کشته! باد جانِ دوعالم فدای تو
رفتی به پاس حرمت کعبه به کربلا
شد کعبهٔ حقیقی دل، کربلای تو
اجر هزار عمره و حج در طواف توست
ای مروه و صفا به فدای ← ادامه
درخواب شدم مرا خردمندی گفت
کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
برخیز ونماز کن به شبهایِ دراز
کاندر لَحَدِ تنگ (۱) بسی خواهی خفت
(۱) شکاف کرانهٔ گور. شکاف به درازا در یک کرانهٔ قبر که میّت را در ← ادامه
هیچ ظالمی نیست مگر آن که سر انجام روزی گرفتار ظالم تر از خودش خواهد شد!
بسی صورت بگردیدست عالم
وزین صورت بگردد عاقبت هم
عمارت با سرای دیگر انداز
که دنیا را اساسی نیست محکم
مثال عمر، سر بر
پناهگاه همه شیعیان امام زمان
تویی به پیکردین،روح وجان امام زمان
عزیز فاطمه برگرد ای گل نرگس
نبودنت زده بر دل خزان امام زمان
فراق تو چقَدَر خون به قلبها کرده
نمانده در تن شیعه توان امام زمان
چقدر بی ← ادامه
مرحوم محدث نوری، در کتاب شریف نجم الثاقب، در حکایت شصت وهفتم، داستان تشرف شهیدثانی را در شب چهارشنبه، دهم ربیعالأول ۹۰۶ق، اینگونه مینویسد:
مرحوم شهید ثانی بههمراه کاروانی در حال سفر بود. در بین راه به جایی به نام ← ادامه
از اشراف قریش و یکی از مشرکان معروف مکه بود. از همان کسانی که بیشترین آزار و اذیت را برای تازه مسلمانان ایجاد میکردند.
تاجر و ثروتمند بود و از اعضای دارالندوه، به همین سبب همیشه تعدادی از افراد چاپلوس ← ادامه
آنها کـه پی در پی به توفیقِ الهی…
در کربلا هسـتند و در مَرآی قبّـه
آنجا که تضمین گشته بر مردم، اجابت!
در هُـرم مِهر و تابش و گرمای قبّـه
آنها که می داننـد در بحث گدایی…
جایی نباشـد در ← ادامه